يا حسين
درسته كه هيچ وقت پيراهن مشكي نپوشيدم اما عشق و علاقه ام به اهل بيت و خاصه امام حسين را در پيراهن هاي ديگه هم نشون دادم . اگر چه گريه نكردم يا اگر بوده خيلي خيلي كم بوده ولي جگرم از مصائب اهل عاشورا آتيش گرفته . من از كودكي با عشق به مولا بزرگ شدم وقتي روضه خون محله مون مي گفت (( كه حسين آب ندارد و جگر تاب ندارد)) من هم دلشكسته مي شدم هر زمان خانمم به عشق خاندان مكرم پيامبر( ص )مخصوصا رقيه امام حسين سفره مي انداخت من به اندازه ي جمعيت حاضر دلم براي عاشورا مي تپيد . مداح و روحاني روستامون كه مي گفت انشا الله يه روز قبر شش گوشه اش را بغل بگيريم كبوتر دلم پر ميكشيد و مي خواست بره كربلا . و خلاصه ......
حالا باور نمي كنم امشب با خانمم كه سفره انداختناش جواب داد داريم ميريم كربلا داريم ميريم عشق چندين سالمون را به حسين و ابوالفضل(ع) تقديم كنيم و از بالاي تل زينبيه ما هم بگيم آقا جان خيلي ها التماس دعا گفتند تو رو جون خواهرت زينب جوابشون نكني ..يا حسين

