تبليغاتX
.:: www.tehranm.blogfa.ir ::.

www.tehranm.blogfa.ir

ادبی

به عشق او چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 18:46

السلام عليك يا ابا عبدالله

  پس از طعم شيرين زيارت نجف و كربلا ديگر ذائقه ام ميلي به تناول نوشته ها ي آنچناني ندارد  با ديدن نهر علقمه گلويم كمتر احساس تشنگي مي كند و از تارهاي كوچك صوتي حنجره ام صداي وا اصغرا  مي آيد  بايد آنجا باشي تا عبور داغ نينواييان را حس كني و تا به خيمه گاه نروي صداي غمناك زين العابدين را از ميان شعله هاي آتش نمي شنوي فقط از تل زينبيه ميتواني حدس بزني چه بر سر زينب آمد و با زيارت دو دست بريده و جدا از هم ابوالفضل مي تواني پي به رشادت او ببري از شهرهاي عراق هر چه نگويم بهتر است فقط جاي تاسف دارد به جان خودم در تمام اماكن زيارتي دعاتون كردم وبه يادتون بودم

خاك پاي عاشقان حسينم و قربون غريبي امامان مظلوم(ع)            

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

هر که دارد هوس کرب و بلا جمعه یکم خرداد 1388 8:34

                                يا حسين

درسته كه هيچ وقت پيراهن مشكي نپوشيدم اما عشق و علاقه ام به اهل بيت و خاصه امام حسين را در پيراهن هاي ديگه هم نشون دادم  . اگر چه گريه نكردم يا اگر بوده خيلي خيلي كم بوده ولي جگرم از مصائب اهل عاشورا آتيش گرفته . من از كودكي با عشق به مولا بزرگ شدم وقتي روضه خون محله مون مي گفت ((  كه حسين آب ندارد  و جگر تاب ندارد)) من هم دلشكسته مي شدم هر زمان خانمم به عشق خاندان مكرم پيامبر( ص )مخصوصا رقيه امام حسين سفره مي انداخت من به اندازه ي جمعيت حاضر دلم براي عاشورا مي تپيد  . مداح و روحاني روستامون كه مي گفت انشا الله يه روز قبر شش گوشه اش را بغل بگيريم كبوتر دلم پر ميكشيد و مي خواست بره كربلا . و خلاصه ......

حالا باور نمي كنم امشب با خانمم كه سفره انداختناش جواب داد داريم ميريم كربلا  داريم ميريم عشق چندين سالمون را به حسين و ابوالفضل(ع) تقديم كنيم و از بالاي تل زينبيه ما هم بگيم  آقا جان خيلي ها التماس دعا گفتند  تو رو جون خواهرت زينب جوابشون نكني ..يا حسين

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

جمعه و آقا جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 7:12

سلام از صبحی که پا شدم دیدم خیلی ازمردم ده ما  جلو خونه هاشون را آب پاشی کردند گفتم شاید گذر آقا از این آبادی هم بیفتد . با شعری از برقعی در مورد امام زمانمان(عج)به شما دردو میفرستم 

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

مهدویت جمعه شانزدهم اسفند 1387 18:19

چهارشنبه شب ،رفسنجان افتخار میزبانی شاعران خوشنامی همچون سید حمیدرضا برقعی از قم- امیرمرزبان از تهران- حمید نیک نفس و حامد حسین خانی از کرمان- محمد علی جوشایی و غلام سیستانی از بم را در اولین کنگره شعر مهدویت برعهده داشت اشعار قشنگ و پرمحتوایی در مورد امام زمان(عج) خوانده شد شعرای نامدار رفسنجان هم به سرایش شعر پرداختند بعد از اتمام جلسه ساعاتی هم کنار هم انجمن ادبی خاص گرفتیم تا شاعران بیشتر شعر بشنوند و نقد کنند نمونه ای از شعر برقعی در مورد امام زمان(عج)

در آسمان غزل عاشقانه بال زدم

به شوق دیدنتان پرسه در خیال زدم

در انزوای خودم با تو عالمی دارم

به لطف قول وغزل قید قیل و قال زدم

کتاب حافظم از دست من کلافه شدست

چقدر آمدنت را چقدر فال زدم

غرور کاذب مهتاب ناگزیر شکست

همان شبی که برایش تورا مثال زدم

غزال من غزلم، محو خط و خال تو شد

چه شاعرانه بدون خطا به خال زدم

به قدر یک مژه بر هم زدن تورا دیدم

تمام حرف دلم را در این مجال زدم...

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

امام رضا(ع) شنبه هجدهم اسفند 1386 17:25

سلام 

یا غریب الغربا و یا معین الضعفا

نمیدونم چرا بعد از نماز که پا میشم و سلام میدم وقتی میگم السلام علیک یا غریب الغربا  یاد صحن اسماعیل(اسمال) طلاییش می افتم و اندوهی به بزرگی صحن میاد رو دلم می شینه و این کفتر دلم پر میگیره بره با کفترای حرمش رفیق بشه حیف که .....

 

گُل کرد هوایت به سَرَم می آیم                               تا بال بگیرم ، بِپَرم می آیم

 

من سبز نداشتم ببندم به ضریح                             جا مانده دلم کُنجِ حَرم می آیم...

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

تسلیت جمعه هفدهم اسفند 1386 10:25

به نام خدا

سلامتان باد

رحلت جانسوز نبی اکرم(ص)و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا (ع) را تسلیت می گویم

 

از مجموعه شعهر حضرت آسمان سروده ی شاعر خوب رفسنجان علی حیدری زاده در باره ی این بزرگواران یک قطعه می نویسم علاقمندان بقیه این اشعار قشنگ را در کتاب حضرت آسمان بیابند

 

از شب دعوت خصوصی او

 

ماجرایی پر از معما ماند                  (رسول اکرم)

 

جایی از آسمان ممنوعه

 

جبرئیل از عروج او جا ماند

 

 

درد  اورا شبی به خود پیچاند

 

خدعه می گفت او خطر دارد                 (امام حسن)

 

کوزه ی خشک ناله اما گفت

 

او دگر نیت سفر دارد

جاده ها را پیاده می آمد

 

این چنین وارد خراسان شد

 

کعبه آمد خودش به جانب ما             (امام رضا)

 

حج برای همیشه آسان شد

 

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

چهلم پنجشنبه نهم اسفند 1386 14:40

به نام خدای حسین(ع) خدای عاشورا

 

از سنین کودکی کلمه ی چهل با ذهنم عجین شدمی دونستم مقدسه چهل چراغ –چهلم- بازی چهل سنگ     -

 

چلّه نشستن –مکان های مقدس چهل خانه و.... اما چهلم (اربعین) شهدای کربلا یک چیز دیگری بود که تمام

 

زندگی ام را در بر گرفته است فقط می تونم بگم السلام علی الحسین و علی ....

 

ترکیب بندی جالب و به سبک محتشم کاشانی دارد شاعر جوان و خوب تهران آقای سید حمید برقعی که چند

 

بندش را می نویسم

 

با اشکهاش دفتر خود را نمور کرد             در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد

 

ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد      شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد

 

                            احساس کرد از همه عالم جدا شده است

    

                           در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است

 

در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت          وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت

 

وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت                  مثل همیشه رخصتی از <<محتشم>>گرفت

 

                                       باز این چه شورش است که در جان واژه هاست

 

                                     شاعر شکست خورده ی طوفان واژه هاست

 

بی اختیار  شد  قلمش را  رها   گذاشت            دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت

 

یک بیت بعد واژه ی لب تشنه را گذاشت       تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

 

                                 حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند

 

                               دارد غروب <<فرشچیان>> گریه می کند

 

یا حسین  (ع)  

 

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

یا حسین(ع) سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 12:2

به نام خدای حسین

سلام روز های سرد و زیبای زمستانی تان به خیر

 

این روزها درسته که همه جا به خاطر برف سفید پوش است اما سیاهی ییراهن ها و پرچم های عاشورایی  بر همه

 

چیز شرافت و برتری دارد از صبح که پا میشیم تا شب  صدای کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا در گوشمان

 

طنین انداز میشه من شعری از سید محمد بابا میری شاعر خوب قمی خواندم که مطلع خوبی نداره اما مقطع عالیه

 

تقدیم به همه حسین دوستها

 

او هم ز نسل دخترکان فرار بود                در پیش چشم جامعه بی اعتبار بود

 

در آسمان عشق زمینی نفس نفس              بر اسب بالدار هوسها سوار بود

 

از جرو بحث با پدرو مادر خودش           تهدید،نه شعارش افتخار بود

 

می خواست از حصار تحجر رها شود        آری به زخم کهنه ی لذت دچار بود

 

با هیچ منطقی سر سازش نداشت او             بد جور برعقیده ی خود پایدار بود

 

کاغذ نوشته ای سر آیینه زد ورفت               غم در نگاه ملتهبش آشکار بود

 

پا در مسیر مبهم آوارگی گذاشت                  زخمی ترین مسافر این روزگار بود

 

غافل از اینکه لحظه به لحظه میان شهر         در چشم گرگهای گرسنه شکار بود

 

در فکر ماجرای فرارش مچاله شد                آنشب به حس سردوغریبی دچار بود

 

تشنه شد وکنار حسینیه ایستا د                      آمد بنوشد آب ولی بی قرار بود

 

پرچم به پرچم از نظرش عشق می چکید          نم نم دلش مسافر فصل بهار بود

 

سوز صدای مرثیه خوان می زد آتشش            صحبت ز تیر وحنجره وشیر خوار بود

 

یک لحظه خاطرات بدش را مرور کرد           از کارهای زشت خودش شرمسار بود

 

آهی کشید وعکس خودش را در آب دید            او دختری نجیب ز نسل وقار بود

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

محرم جمعه بیست و یکم دی 1386 16:3

سلام

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت و گرامی باد

 

نمیدانم از کیست احتمالا از صفر بیگیه؟

 

لبهای رقیه از عطش ...

 

بنویس که با شتاب باید برسد

فورا ببرش جواب باید برسد

 

 

لبهای رقیه از عطش خشک شده

این نامه به دست آب باید برسد

 

 

دلم را دریاب!

 

ای عطر گل یاس !دلم را دریاب!

ای منبع احساس دلم را دریاب

 

من تشنه ی یک قطره محبت هستم

یا حضرت عباس! دلم را دریاب

 

 

 

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

علی(ع) دوشنبه دهم دی 1386 12:7

سلام 

روز عید هر چه نوشتم مشکل به روز رسانی بود و من ناتوان از فرستادن مطلب  دلم هم می خواست بیتی نا قابل برای مولا بگم که بله منم جزو نوکراشم ولی نشد که نشد حالا عیبی نداره الان می فرستم آخه ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است تازه یک شعر دانشجویی هم اضافه  می کنم

عید ولایت مبارکتان

باور کنید هر چی فکر کردم در مورد آقا علی بنویسم دیدم سخته  فقط

مانند علی حق دُرّ نا سفته ندارد

قرآن به جز از وصف علی گفته ندارد

می خواست قلم نقطه ی ضعفش بنماید

بیچاره ندانست علی نقطه ندارد

------------------------

از شعر کنایه دار تو می ترسم

از hello- ok - I love you می ترسم

می ترسم اگر دوباره تکرار شود

از خاطره های ترم دو میترسم

يا علي مددی

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

امام زمان (عج) جمعه یازدهم آبان 1386 15:54

به نام او

سلام؛ امروز متعلق به آقاست  يا صاحب الزمان ادركنا

 

اين دل خوشي كجاست كه تو زود مي رسي

 

در يك پگاه جمعه ي موعود مي رسي

 

سهراب مرد؛ رستم بيچاره سكته كرد

 

آيا شما هميشه چنين زود مي رسي؟

 

بعد از سه بار جنگ جهاني و قتل عام

 

در بدترين زمانه ي موجود مي رسي

 

اخبار گفت: منتظر مقدم تو ئيم

 

او در ادامه اش كه  نيفزود مي رسي

 

اين فرش از جواني خود بود منتظر

 

وقتي كه مرد قالي و ، فرسود مي رسي

 

تا بود ناز كردي و پيشش نيامدي

 

حالا كه شاعرت شده نابود، مي رسي

 

آقا !جسارتآ به شما عرض مي كنم :

 

باور نمي كنم كه شما زود مي رسي

 

( رضا جعفري)

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

علی(ع) دوشنبه نهم مهر 1386 17:3

به نام خداي علي (ع)

ايام شهادت  مولا علي (ع) را تسليت مي گويم به شيعيان حضرت به ايرانيان وفادار حضرت  به نخل هاي بي سر پرست مدينه  به كودكاني كه احساس يتيمي كردند به كو چه هاي خلوت شبانه كوفه  به ........

بعد از ركوع ركعت دوم شهيد شد 

 

   در پيش چشم اين همه مردم شهيد شد        

 

جرمش همين كه نان جو مي خورد سفره اش

 

اين مرد هم به خاطر گندم شهيد شد

 

عمري از آشتي خدا گفت و عاقبت

 

در راه رفع سوء تفاهم شهيد شد

 

او چشم بست از كلمه بيست و پنج سال

 

تا خواست پا دهد به تكلم شهيد شد

 

اين شصت و سومين سحر بيست و پنجم است

 

پيدا كنيد در شب چندم شهيد شد

 

تنها نگين درّ نجف رفت زير خاك

 

اين درّ آبدار نشد گم شهيد شد

 

                     ( حجه الاسلام رضا جعفري ) از كتاب خانم غزل بدون تو تعطيل مي شود       

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

آقا سلام شنبه هفدهم شهریور 1386 22:39

آقا سلام ٬ باز منم خاک پایتان

من ...دختری که گم شده در های هایتان

آقا دلم گرفته ٬ چرا دیر کرده اید ؟

مردم در انتظار شب جمعه هایتان

هر جمعه: انتظار ٬دعا٬ندبه٬ جانماز

هر شب دو چشم خیس و دلی در هوایتان

من جمعه ها عجیب دلم شور می زند

آقا خدا نکرده نیفتد برایتان

یک اتفاق بد که همه بی پدر شویم

باشد نصیب من همه درد و بلایتان

من سالهاست که خوابم نمی برد

در پای گاهواره ی بی لای لایتان

آقا زمان بدرقه تان هیچ کس نبود ؟

آبی نریخت مادرتان پشت پایتان ؟

من بعد غیبت تان ناموجه است

نزد من و قبیله و حتی خدایتان

آقا غریبگی نکن و زودتر بیا

اینجا گرفته ایم تولد برایتان

حرفی نمانده بین شما و من وخدا

جز اینکه باز می کنم امشب دعایتان

امضا : دو چشم خیس و دلی در هوایتان

دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان...

                      

 شاد باشید

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

امام زمان چهارشنبه هفتم شهریور 1386 8:14

به نام خداي رحيم

دوستان سلام  نيمه شعبان  سالروز ولادت مرواريد گرانبهاي درياي هستي بر تمامي عاشقانش مبارك باد  اين شعر امام زماني تقديم به همه دوستداران آن آفتاب عالمتاب

 

آقا سلام ...باز منم ... یادتان که هست !
من ... دختری که مهر شما در دلش نشست
سارا ببخش اگر که فقط گریه می کنم
از لحظه های سرد غریبی دلم پر است
دیروز کولی آمد و فال مرا گرفت
گفت عاشقی تو ، عاشق یک مرد خود پرست
مردی که اشک هات برایش مهم نبود
مردی که هیچ گاه به عشق تو دل نبست
آری ..تویی ..تو همان مردِ خود ...خوب من
مردی که عاشقش شدم اما مرا شکست
آقا چه می شود تو اگر عاشقم شوی
تو منتظر بمانی و من دست روی دست
شاید که آن دقیقه بفهمی  چه می کشم
وقتی که انتظار ، وجود تو را شکست
اما نه ..من ..تو نگاهم اگر کنی
دیوانه میشوم ، ز نگاه تو مست مست
آقا  ! خدانکرده مگر قهر کرده ای ؟
من بد نکرده ام به شما .. این چه رسمی است ؟
هر جمعه کوچه پر از ندبه می شود
مادر برای آمدنت نذر کرده است :
سیصد هزار شاخه ی نرگس بکارد و ...
من سیزده غزل بسرایم .بگو ... کم است ؟
دیگر غزل تحمل ماندن ندارد . . . آه !
یک قطره اشک داغ کنار غزل نشست
امضا : دو چشم خیس و دلی در هوایتان
دیوانه ای که باز به عشق تو زنده است

                

 

 

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

جشنواره شعر رضوی جمعه دوم شهریور 1386 15:5

به نام خداي قادر متعال

 

سلام و صد سلام

 

جمعه 26/5/86 دومين جشنواره شعر رضوي در شهرستان رفسنجان بر گزار گرديد 196

 

اثر از 105 شاعر به جشنواره رسيده بود كه 47 اثر به جشنواره راه يافتند هيئت داوران ((-

 

سيد علي ميرافضلي- حامد حسين خاني – محمد طالبي ( خودم) )) 7 نفر برگزيده را انتخاب

 

كرد كه به قرائت اشعارشان پرداختند

 

آقايان مهدي جهان بخش-علي حيدري زاده-امير حسين نورالديني-مسلم حاج عبدالهي-اكبر

 

 خدادادي-ابراهيم فصيحي هرندي-و خانم محدثه جهان بخش نفرات بر گزيده بودند 12 نفر هم

 

از شاعران جوان كه شعرشان انتخاب شده بود كعبه طلا گرفتند خانم ها زهرا آخوندي – سميه

 

نوروزي- سعيده نوروزي-فاطمه رمضاني-مهديه پور حسني-زهرا قديري-فريده نامجو- مژده

 

عسكريان-و آقايان محمود ذاكري – حسين آخوندي –حبيب زينلي و سيد سبحان حسيني

 

شعرشان حائز رتبه گرديد قبلش هم تعدادي از شعراي پيشكسوت شهر شعر خواني كردند

 

آقايان سيد حسين مرعشي- دكتر رياضي – احمد سراج زاده- حسين بابايي و خانم ها پروين

 

وجداني و رفعت رضايي

 

اينك شعري  از امير حسين نورالديني شاعر جوان و خوش آتيه اين شهر كه ضمن تحصيل در

 

دانشگاه آزاد اسلامي رفسنجان در آينده اي نزديك به جرگه متاهلين و معلمين خواهد پيوست

 

تو سرآغاز بهار و گل شب بوهايي               سمبل غربت و تنهايي مه روهايي

 

غربت و غم كه عجين شد به غزل يعني تو     و شما علت غم هاي غزلگوهايي

 

آه انگور دلش خون شده از خاطره ات           تو دليل به سر افتادگي موهايي

 

تا كه در كل جهان بغض تو را درك كنند       علت مشكي پرهاي پرستوهايي

 

تازه خورشيد هم از سمت شما آمده است       بي خودي نيست كه دل خسته ي سوسوهايي

 

مي چكد از غزلم حسرت آهوي غريب         بس كه گفتند شما ضامن آهوهايي

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

جشنواره شعر نبوی چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 21:57

آفرين جان آفرين پاك را    آنكه جان بخشيد و ايمان خاك را

 

سلام  جاي همه تان خالي چهارشنبه 24/5/86 جشنواره شعر نبوي بافت  كه با حضور شعراي خوب و جوان

 

استان هاي سيستان و بلوچستان و هرمزگان  و شهر هاي استان كرمان برگزار شد بعد از خير مقدم آقاي

 

محمدي نژاد رياست اداره ارشاد بافت و سخنراني حجه الاسلام اميني امام جمعه و آقاي پيش بين نماينده مردم

 

بافت تعدادي از شعرا اشعار خود را قرائت كردند ميهمانان خاص اين جلسه امير مرزبان از تهران و حامد

 

حسين خاني از كرمان بودند البته حامد عسكري هم لطف فرمودند و از تهران به جمع هم استاني هاي خود

 

پيوست و دو قطعه شعر قرائت كرد كه خيلي عالي بود امير حسين نورالديني  از رفسنجان – غلامرضا

 

سيستاني از بم –حميد مظهري از كرمان – ابراهيم آرماچ از هرمزگان – آقاي پور معصومي از سيرجان-خانم

 

فاضل شهربابكي از شهربابك كه لطف نمودند و يك جلد كتابشان ( آبان چشم هاي من  ) را به من هديه دادند

 

علي حيدري زاده از رفسنجان- اصغر كرمشاهي از جيرفت- احسان قاسمي و خواهران ضيغمي از بافت –

 

آقاي آسكاني از زاهدان- خانم پشت مشهدي از ميناب و از دوستاني بودند كه افتخار آشنايي با آنها را پيدا كردم

 

شعري از خانم افسر فاضل شهربابكي   تقديمتان مي كنم و اگر فرصتي شد از ديگر عزيزان هم  خواهم نوشت

 

اينقدر زيبا نخند ؛آيينه جادو مي شود               ساده ي بي شيله پيله پر هياهو مي شود

 

دشت؛ حتي وقتي از تعريف باران عاجزست      خواب چشمت را ببيند غرق آهو مي شود

 

با نگاهي زير چشمي در دل ما عاشقان              زير پاي هر چه زيبا پاك ؛ جارو مي شود

 

ماندني هستي شبيه عطر باران ؛روي صبح         گل تو را وقتي ببويد تازه خوشبو مي شود

 

خواندني هستي شبيه يك رباعي ناب ناب             هر كه لبهاي تو را خواند غزلگو مي شود

 

چيد ني هستي شبيه  يك بغل ياس سفيد                   باغ وقتي بشكفد ديوار ترسو مي شود

 

كوچه را روشن مگردان ماه از رو مي رود         اينقدر خوشرو مباش آيينه پر رو ميشود

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

قالب های رایگان دستیا
<!-- Begin WebGozar.com Counter code -->
<script type=