تهران گردی
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 16:7
سلام عباداتتان در اين ايام عزيز و در شب تنهايي كوفه پذيرفته درگاه خدايي باد
ده - دوازده روزي كه به تهران رفتم از همه بي خبر بودم در ميانه راه در كاشان به موزه فين رفتم و قتلگاه امير كبير را هم ديدم در قم به زيارت حضرت معصومه(س) رفتم و دعاگوي دوستان بودم در تهران هم تا چشمم ديد و دلم خواست كتاب خريدم آن هم كتاب هاي تازه به بازار آمده و بعد به شمال رفتم و در منطقه كندلوس از موزه ي زيباي آنجا ديدن كردم خيلي ديدني و تماشايي بود عكس هايي از هنرمندان و بزرگان سياسي كشور هم در انجا بود كه نشانه بازديد آنها از اين موزه بود و چند روزي در هواي سالم شمال به گشت و تفريح پرداختم در بازگشت دو سه روزي تهران ماندم به خانه استاد عزيزم دكتر مير عابديني رفتم با بزرگواري، چند جلد از كتاب هايشان را كه امسال نوشته بودند به من تقديم كردند به خانه شاعر خوب جناب صادقي زريني هم رفتم و از اشعار ايشان استفاده كردم و دو كتاب هم ايشان به رسم يادبود دوستانه به من هديه كردند چند تا از شاعران خوب كشور را هم تهران ديدم كه به بيت رهبري رفته بودند و خلاصه ......
شعري از كتاب (آنها) از فاضل نظري مي گذارم و التماس دعا
راز اين داغ نه در سجده طولاني ماست بوسه اوست كه چون مهر به پيشاني ماست
شادمانيم كه در سنگ دلي چون ديوار باز هم پنجره اي در دل سيماني ماست
موج با تجربه صخره به دريا برگشت كمترين فايده عشق پشيماني ماست
خانه اي بر سر خود ريخته ايم اما عشق هم چنان منتظر لحظه ويراني ماست
باد پيغام رسان من و او خواهد ماند گر چه خود بي خبر از بوسه پنهاني ماست