تبليغاتX
.:: www.tehranm.blogfa.ir ::.

www.tehranm.blogfa.ir

ادبی

شكر پاشي جمعه سی ام اسفند 1387 23:2

سلام سال جديد بر همگي شما خجسته باد آرزومندم سال خوب و زيبايي داشته باشيد يكي از هفت سين سفره ي عيدم سيماي زيباي شما بود كه بركت وبلاگم شد  -شعر از بديع است بخوانيد

ای بکر ترین برکه! هلا سوره ی صافی!

پرهیز کن از این همه پرهیز اضافی!

مهری بزن از بوسه به پیشانی سردم

بد نام که هستیم به اندازه ی کافی!

تلخینه ی آمیخته با هر سخنت را

صد شکر! شکرپاش لبت کرده تلافی!

با یافتن چشم تو آرام گرفتم

چون شاعر درمانده پس از کشف قوافی..

چندی ست که سردم شده دور از دم گرمت..

بر گردنم از بوسه مگر شال ببافی

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: شعر شاعران | لينک ثابت |

طنز دانشجویی جمعه بیست و سوم اسفند 1387 8:49

اردوهاي دانشجويي سبب خلق اين طنزهاي دانشجويي ميشه اوليش براي دانشجوي دختريه كه يك كارگر افغاني در كنار سلف مي خواست براش مزاحمت ايجاد كنه كه با هواداري همه جانبه دانشجويان ختم به خير شد

مي خواست كه پشت سلف بندش بكند          تا اين كه  سوار يك سمندش بكند

آن كارگر افغان،رضا زاده شده                  تصميم گرفته بود بلندش بكند

اين طنزها هم براي همه دانشجويان عزيز

اي پيش لبان تو خجل،طوطي ها          دلبسته ي اخلاق خوشت ،لوطي ها

با من تو بچرخي مطمئنم ،گل من         اسم تو نميره جزو مشروطي ها

---------------------

در سالن دانشكده غوغا شده بود                      از چار طرف همهمه بر پا شده بود

رفتم كه ببينم چه شده  ‌،فهميدم                        هي بر سر تو دوباره دعوا شده بود

------------------------------

تا كي غم مشروطي عالم بخوريم                     يا غصه ي نمره اي كه شدكم  بخوريم

اي كاش بخواهي كه فقط يك وعده                     مهمان تو شم ناهار با هم بخوريم

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

مهدویت جمعه شانزدهم اسفند 1387 18:19

چهارشنبه شب ،رفسنجان افتخار میزبانی شاعران خوشنامی همچون سید حمیدرضا برقعی از قم- امیرمرزبان از تهران- حمید نیک نفس و حامد حسین خانی از کرمان- محمد علی جوشایی و غلام سیستانی از بم را در اولین کنگره شعر مهدویت برعهده داشت اشعار قشنگ و پرمحتوایی در مورد امام زمان(عج) خوانده شد شعرای نامدار رفسنجان هم به سرایش شعر پرداختند بعد از اتمام جلسه ساعاتی هم کنار هم انجمن ادبی خاص گرفتیم تا شاعران بیشتر شعر بشنوند و نقد کنند نمونه ای از شعر برقعی در مورد امام زمان(عج)

در آسمان غزل عاشقانه بال زدم

به شوق دیدنتان پرسه در خیال زدم

در انزوای خودم با تو عالمی دارم

به لطف قول وغزل قید قیل و قال زدم

کتاب حافظم از دست من کلافه شدست

چقدر آمدنت را چقدر فال زدم

غرور کاذب مهتاب ناگزیر شکست

همان شبی که برایش تورا مثال زدم

غزال من غزلم، محو خط و خال تو شد

چه شاعرانه بدون خطا به خال زدم

به قدر یک مژه بر هم زدن تورا دیدم

تمام حرف دلم را در این مجال زدم...

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

دست توی دست سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 22:5

خدایا تو که میدونی.......

دانشجویان این ترم دانشگاه کار گلایه داشتند چرا واسه پیام نور و آزاد و ....شعرطنز گفتم برای اونا نگفتم  این چند شعر هم تقدیم روی زیباشون ،وقتی غروبا تو خیابونای رفسنجون قدم می زنند

میگن عصرا خیابونا بهاره                  و دست عاشقا تو دست یاره

پلیسا گفته ان بار ترافیک                     همش تقصیر دانشجوی کاره

---------------------------------------

تو که ملیونری و پول داری              همیشه خوب و شیک و نو نواری

تو را هرکس ببیند می شناسد             که دانشجوی دانشگاه کاری

-------------------------------

تو گفتی چایی عِطری چطوره         کنم دم توی این کتری چطوره

به تو گفتم اگر عصری بیایی           بچرخیم توی سیمتری چطوره

-------

شنیدم میدون مرغو شلوغه           و دائم هم صدای سوت و بوقه

شنیدم پاتوقت تو کافی شاپه            اگر یه روز نباشی بی فروغه

--------------------

سیمتری یکی از مشهورترین خیابان ها و میدان شهدا (مرغو) میدان مرکزی رفسنجان می باشد

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

طنز کرمان شنبه دهم اسفند 1387 19:23

چهارمین جلسه شعر طنز استان کرمان دیروز جمعه باحضور شاعران طنز پرداز استان و میهمان ویژه جناب عالی پناه (هالو) در کرمان برگزار شد لذت طنز را من حالا دارم می چشم

حمید نیک نفس که بعد از کناره گیری از مدیر عاملی باشگاه مس کرمان دو باره به جرگه شعرا برگشته و مصمم است ماهی یک بار این جلسه طنز را برگزار کند اتفاقا چون خودش در شعر و طنز ماهر است خوب هم اجرا می کند

خلاصه شعر طنز خواندیم و شنیدیم در برگشتن، حامد عسکری شاعر توانای عاشقانه سرا که چند طنز دانشجویی هم خواند با من تا رفسنجان آمد که به تهران برود و بگذریم که چقدر حیرانی کشید و آخر سر مجبور شدم برسانمش انار ،شاید راحت تر برود که همین گونه هم شد یک شعر طنز دانشجویی برام خواند که می نویسمش

ای آنکه خدا بگم چکارت نکنه          حوای منی به غم دچارت نکنه

هر عصر فقط خودم میام دنبالت        هر بی پدر خری سوارت نکنه

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: شیرین کاری های ادبی | لينک ثابت |

که چی پنجشنبه یکم اسفند 1387 6:53

سلامی  به همین گرمی زمستون شهرم .اگر یادتون باشه چندی قبل نوشتم اینقدر رو ساحل چشمای یارم راه رفتم و شن کنار دریای چشمش به شاه نشین چشمم خورد تا تونستم شعری بسرایم حالا بر

 عکس او آنقدر رومژه هام قدم میزنه نه تنها نمی ترسم به قول بابا طاهر(نشینه خار مژگانم به چشمش) که پاش بلغزه و بیفته تو کاسه ی چشم حریصم(به خدا هرچی باشم من حریص نیستم) و این غزل

 حاصل قدم زدنای او رو ماسه های پلک های چشممه

میخواستی از برابر من بگذری که چی

رنجی دو باره بر دل من آوری که چی

عصر چهارشنبه شبیه کبوتری

بر بام خانه ی ما می پری که چی

در بین چشم های زلیخا نشسته ای

داری غرور یوسف دل می خری که چی

این دل شکسته است به دردی نمی خورد

بانو!دل سیاه مرا می بری که چی

گفتی که در برابر من کم می آوری

باشد قبول، خانم گیسو زری که چی

من در فضای خانه ی احساس کودکی

دارم قبول می کنم از من سری که چی

در قلب کوه تیشه ی فرهاد می زنم

پیچیده این صدا که تو شیرینتری که چی

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

قالب های رایگان دستیا
<!-- Begin WebGozar.com Counter code -->
<script type=