تبليغاتX
.:: www.tehranm.blogfa.ir ::.

www.tehranm.blogfa.ir

ادبی

دو شب شعر متفاوت جمعه هجدهم بهمن 1387 14:38

به نام آن که جان را فکرت آموخت

دو خبر شب شعری

این که پریشب(چهارشنبه شب) شب شعر عاشورایی به همت انجمن شعر شهرستان زرند در اداره ارشاد این شهر برگزار شد و به دعوت دوست عزیزم آقای ایمان محمد آبادی شاعر توانا و رییس انجمن شعر زرند من هم دعوت بودم که در معیت مهدی جهان بخش و علی حیدری زاده رفتیم  یک قطعه شعر عاشورایی و یک غزل امام زمانی(عج) خواندم تقریبا دو ساعت شب شعر ادامه داشت و از لطف دوستان زرندی یک سکه بیست هزار تومانی و کتاب از زراوند تا زرند و البته شام دلچسبی بود که عاید ما رفسنجانی ها شدحضور امام جمعه و معاون فرماندار و رییس آموزش و پرورش و اداره ارشاد تا اختتام مراسم هم جالب بود

خبر دوم این که دیشب(پنج شنبه شب) به دعوت شاعر ارجمند کرمان آقای حمید نیک نفس میهمان کرمانی ها در شب شعر طنزی به نام (دولخ)بودیم که تعدادی از شاعران طنز سرای کشور هم بودند خیلی جالب و خنده دار بود طنزهای نیک نفس که اجرا را هم به عهده داشت در طول برنامه احلی من عسل بود ساعت ده مراسم تمام شد بعد از صرف شام به مجتمع میهمان سرای شرکت مس رفتیم و تا ساعت چهار صبح با شعرای کشوری شعر خواندیم و شنیدیم دو بیتی های قشنگ صادقی از تهران و فکاهی های خالو راشد از بندر عباس و رباعی های زیبای زراعت از شیراز و اشعار طنز جهان بخش از رفسنجان سر آمد دیگران بود

چند جلد کتاب شعر هم از طرف دوستان تقدیم ما شد این شعر طنز را آقای پیمان از شیراز برایم خواند

من شاعر بالفطره ی مادر زادم            از وزن و عروض و قافیه آزادم

این جور به ظاهرم نظر نندازید           در اصل همان فروغ فرخزادم

و این طنز را هم آقای زراعت ازشیراز برایم نوشت

من و تو هردو تبعیدیم با هم        کنار تخت جمشیدیم با هم

مواظب باش مامانت نفهمه        اگر گفتیم و خندیدیم با هم

و این رباعی زیبا در مورد امام زمان(عج) هم از شاعر توانای تهرانی آقای صادقی است

ما اين طرف و به آن طرف دل بستيم

سرخيم ولي به آبيان پيوستيم

چون ليگ به روزهاي حساس رسيد

اين هفته نيا هفته­ي بعدي هستيم

 

  

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

شنل بر دوش شنبه دوازدهم بهمن 1387 19:24

سلام , امروز یکی از دانشجویان جلوی سر در دانشگاه جلویم را گرفت که آقا دلمون لک زده برای

شعرهات گفتم مگر تصحیح برگه ها میذاره به دنیای شعر هم سر بزنم ولی یک شعر عاشقانه ناتمام

دارم گفت تو رو خدا تو وبلاگ بنویس و من  می نویسم تا بخوانید بعد کاملترش می کنم

چه زجری می کشم وقتی که می بینم پریرویی      

شنل بر دوش خود افکنده و می آید از سویی

تمام مردم شهر از دوچشمش حرف می بافند

ولی این ماه زیبا خم نمی آرد به ابرویی

مرا هی می کشاند تا لب دریاچه ی چشمش

عجب دریای شورانگیز شهرآشوب پر قویی!

به شور افتاده این دل تا چشیده قند لبهایش

شبیه طفل نادانی که سر برده به کندویی

و حالا خوب می فهمم که حافظ با چه حالی گفت

((خرابم می کند هردم فریب چشم جادویی))

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

من زنده ام جمعه چهارم بهمن 1387 19:20

سلام به قول شاعر

من زنده ام به شایعه ها اعتنا نکن         در شهر کشته اند کسی را شبیه من

چند وقتیه گرفتار تصحیح اوراق امتحانی ام چشم ندارم که هیچ (چشم دیدن دارم ها) بینایی ام نصفه شده با صد من آب هویج هم بر نمی گردد .. با شعر طنزی از شاعری که نمی دانم کیست از حضورتان به لیست ثبت نمرات دانشجویی می روم 

خوش است خاطره وقتی که مستند باشد

مگر که خاطره از خاطرات بد باشد

به نام هیچ کسی نیست این دل ویران

خوشا به حال زمینی که بی سند باشد

مزن به سینه ی ملت تو دست بی ادبی

علی الخصوص که آن دست دست رد باشد

کسی که گل بزند در دقیقه ی هشتاد

همیشه سوژه ی برنامه ی نود باشد

مدام می بردت کوه سنگی و شاندیز

اگر رفیق شما بچه ی مشد باشد

در این زمانه ی نامرد زن ذلیل مجوی

زنی که سینه ی او خالی از حسد باشد

به هیچ کار نیاید به غیر زاییدن

زنی که تخمه شکستن فقط بلد باشد ! 

مطابق دو سه قانون آخر نیوتن

جواب مشت عزیز دلم لگد باشد

  

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: شعر شاعران | لينک ثابت |

قالب های رایگان دستیا
<!-- Begin WebGozar.com Counter code -->
<script type=