تبليغاتX
.:: www.tehranm.blogfa.ir ::.

www.tehranm.blogfa.ir

ادبی

پریشانی گیسوانش جمعه بیست و نهم آذر 1387 12:59

سلام اعیاد گذشته قربان و غدیر شادباشتان باد هرجا می روم و هر جا می نشینم گیسوان پریشانش را می بینم و قدم های ناز و نازکش را بر پلک چشمم حس می کنم یا من رویایی ام یا او دلفریب

پنج بیت که فعلا گفتم تا بعدا کاملش کنم

باد آمده ست موی شما را به هم زده             غم را میان صفحه ی قلبم رقم زده

بوی عبیر تازه از این کوچه می رسد            حتما عزیزم آمده این جا قدم زده

دیروز می نوشت که باید به هم رسیم           حالا تمام رابطه ها را به هم زده

او شهر باستانی و من یک مسافرم              بد جورهوای گردش او برسرم زده

طعم تمشک تازه اگر از لبم چکد           از لطف بوسه ایست که بر صورتم زده....

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

اشکی پاک و وسیع شنبه بیست و سوم آذر 1387 20:1

سلام   این چند روز خیلی دلم می گیره به همه چیز گیر میده دلم برای خودم  و برای خیلی ها  می سوزه دلتنگی بیخودی عذابم میده نمی دونم چرا کاش می تونستم اشکی بریزم اما این ترانه از دوست عزیزم علیرضا مرتضی قلی که دیدن این بزرگوار عالمی می ارزه  و انسان با ترانه هاش حسی عجیب پیدا می کنه  خودش و شعرش دوست داشتنیه  خودتون بخونید و ببینید (من یکروز خیلی چیزا مینویسم از دلتنگیم)

قسم نخور ميفهمَمِت

مجبوري از پيشَم بري

اين رسم عاشق بودنه

وقتي كه زخميشَم بري

 

دلواپس دستام نباش

مجبورم عادت مي كنم

سهم من اين تنهاييه

هر چند وحشت مي كنم

 

قسم نخور ميفهممِت

دنياتو وردار و برو

برو رفيق نيمه راه

دنيا گرفت از من تورو

 

غصه ي اشكام و نخور

همين روزا تموم ميشه

گريه نكن بِه خاطرم

اشك چشات حروم ميشه

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: شعر شاعران | لينک ثابت |

بزرگداشت زنده یاد صفار زاده سه شنبه نوزدهم آذر 1387 18:48

یا هو

دیشب برای بزرگداشت چهلم زنده یاد طاهره صفار زاده مراسم با شکوهی به همت معاونت فرهنگی شهرداری کرمان و حوزه هنری این استان کویری با حضور شاعران برجسته استان و حضور افتخار آمیز شاعران کشوری آقایان محمد علی بهمنی – یوسف علی میر شکاک و سعید بیابانکی و جمع کثیری از علاقمندان به فرهنگ و هنر و شعر در سالن خانه شهر کرمان برگزار گردید اگر چه مراسم با یک ساعت تأ خیر در ساعت 19 برگزار گردید ولی خوب و با شکوه بود مجری خوب برنامه حامد حسین خانی که از شاعران توانای کرمان است به خوبی ایفای نقش کرد ابتدا شاعر پیشکسوت کرمان مهدی بهرامی (راز کرمانی)شعر خواند و بعد محمد علی بهمنی به سرایش سه شعر از خود پرداخت

مقابل خودمم وقتی که منحنی شده ام          من شنیدنی امروز دیدنی شده ام

منی که با همه سختی باورم شده بود          خلاف شاعری ام  آدم آهنی شده ام

سپس مجتبی احمدی شاعر جوان کرمانی شعر خواند و محسن کاشانی هم از کرمان دو غزل خوب خواندیوسف علی میرشکاک منتقد خوب کشورمان هم نیم ساعتی در مورد شعر مرحوم صفارزاده صحبت کرد سپس منصور علی مرادی شاعر جیرفتی با لهجه بومی خود به سرایش شعر پرداخت

هنوز میوزد از پشته های چاه حیدر               ...............

زنی که مادر خرگوش های وحشی بود        برای جوجه عقاب های آخری مادر

سپس شیما مظهری صفات از کرمان هم شعری خواند

مرا به حکم گناهی نکرده بردارد            ستاره ام بکند تا به آسمان برسم

 و نوبت به موسیقی سنتی رسید برادران میرزایی خوب نی نواختند و خوب با حزن و اندوه خواندند به طوری اشعار بابا طاهر و خیام و صفار زاده را قشنگ خواند که پشت سری های من به گریه افتادند

حسن شروع قسمت دوم شعر خوانی با چند سروده زیبا و دلربا از سید علی میرافضلی ازرفسنجان آغاز شد

                                                         ابرها هم دلشان تنگِ تو بود

بر سرِ شهر

        دل از گریه نکَندند هنوز

 

نوبت به سعید بیابانکی رسید که با طنزی کوتاه در مورد فیلم حضرت یوسف(ع)شروع کرد

کلاف هایت را نگهدار

                          مادربزرگ !

مواظب دست هایت باش

                         دخترم !

تو هم آن تلویزیون را خاموش کن

                          زن !

یوسف هم یوسف های قدیم !

و چند شعر خوب خواند

اتاق خلوت شاعر پر کاغذ پرمضمون       پنجره اش همیشه بازه رو سوی درخت زیتون

و بعد ایمان محمد آبادی از زرند و بعد هم علی حیدری زاده از رفسنجان و در آخر هم حمید نیک نفس شاعر توانای رفسنجانی ساکن کرمان به سرایش اشعارشان پرداختند و مراسم ساعت 22 تمام شد و بقیه را نمی دانم اما من دعوت سید علی میرافضلی در رستوران بوف کور بودم و از صبح هم برای جلسه انجمن ادبی کرمان که 6 سال است عضو ثابتش هستم دعوت کرمانی ها بودم ضمن این که برای برنامه تدریس در دانشگاه آزاد کرمان هم میهمان ریاست محترم دانشگاه بودم  خلاصه این که یکروز کامل برای کرمانی های خوب ایجاد زحمت کردم

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

فال دوشنبه یازدهم آذر 1387 19:52

سلام چند بیت از حمید رجایی شاعر خوب اصفهانی بخوانید و به من که نمیرسم شعرم را کامل کنم ....

حال من بد نيست غم کم می خورم
کم که نه! هر روز کم کم می خورم

آب می خواهم، سرابم می دهند
 عشق می ورزم عذابم می دهند

خنجری بر قلب بيمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند

دشنه ای نامرد بر پشتم نشست
ازغم نامردمی پشتم شکست

قفل غم بر درب سلولم مزن!
من خودم خوشباورم گولم مزن!

من نمی گويم که خاموشم مکن
من نمی گويم فراموشم مکن

چند روزی هست حالم ديدنیست
 حال من از اين و آن پرسيدنيست

گاه بر روی زمين زل می زنم
 گاه بر حافظ تفأل می زنم

حافظ ديوانه فالم را گرفت
 يک غزل آمد که حالم را گرفت
:

ما زياران چشم ياری داشتيم
 خود غلط بود آنچه می پنداشتيم

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: شعر شاعران | لينک ثابت |

نمک پاشی جمعه یکم آذر 1387 16:12

سلام دلم عجین به غمه تقصیری ندارم به خدا

روی ایوان لبش بس که تماشایی بود

همه ی خاطره ها از ده بالایی بود

عصر یک جمعه ی پاییزی پر اندوهی

و صدای نی چوپان که فقط در کوهی

از قنات ده بالا که سبو بر دوشش

تا غزلهای لطیفی که نشست در گوشش

چادر صورتی اش راکه کشید از رویش

رقص پروانه ی لبهای من و ابرویش

تا غزل مثنوی آن شب بی تابی من

و قلم هم پکر از گریه و بی تابی من

و دلم خواست که از شهر شماها بروم

با دلی غم زده از خانه ی سارا بروم

مردم شهر به من تهمت مجنون زده اند

و به رگهای دلم باز شبیخون زده اند

می روم تا که شما سرخوش و راحت باشید

هی !شماها که به زخمم نمک می پاشید

غزل خواجه ی شیراز و تفأل ز لبی

((چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی))

خاطم جمع شد و باز به راه افتادم

عید من بود و پی رؤیت ماه افتادم

..........

 

 

 

                             

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

قالب های رایگان دستیا
<!-- Begin WebGozar.com Counter code -->
<script type=