جشنواره شعر رضوی با حضور شاعران شهرستان های رفسنجان – زرند – کوهبنان –کرمان -راور
زمان: یک شنبه 28/7/87
شروع مراسم: ساعت 10
اختتامیه: ساعت 19
مکان: رفسنجان – میدان سردار سازندگی (دو راهی سرچشمه) جنب سقاخانه
www.tehranm.blogfa.ir
|
جشنواره شعر رضوی جمعه بیست و ششم مهر 1387 21:38 جشنواره شعر رضوی با حضور شاعران شهرستان های رفسنجان – زرند – کوهبنان –کرمان -راور زمان: یک شنبه 28/7/87 شروع مراسم: ساعت 10 اختتامیه: ساعت 19 مکان: رفسنجان – میدان سردار سازندگی (دو راهی سرچشمه) جنب سقاخانه گیسوان پریشان دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 7:0 یاهو دیروز تو انحنای سکوت او مونده بودم گیرایی گیسوانش کم شده بود تو سالن دانشگاه هی قدم میزد فهمیدم چیزیش شده وقتی ازش پرسیدم چی شده اول که نگفت چند باری که گفتمش برگشت و با چند قطره اشکی که ریخت گفت مادرش سرطان داره شادی ترم گذشته اش را با غم ابتدای این ترم برابری نمی نمود دلم گرفت وقتی اومدم خونه رفتم تو کوچه پس کوچه های دلش ودیدم راستی راستی حق داره صورتش کویری بشه و غم عالم بیاد سراغش یاد این شعر نادرپور افتادم (ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند) من هم دو ساعتی روی شن های ساحل چشماش قدم زدم و نگاهم را دو خته بودم به موج زلفها و گرداب اشک هاش و دلم می خواست زود غروب بشه نه این که غروب من را یاد گیسوان طلاییش می انداخت نه روز بدی شده بود برام اومدم خونه و زمزمه می کردم شانه هایت هست خانم کوه می خواهم چکار زلف وا کن جنگل انبوه می خواهم چکار بنویس سه شنبه شانزدهم مهر 1387 23:25 سلام در صفحه ی چشمانم خوش جا گرفته ای و بر ساحل لبهایم خوب قدم میزنی و لی نمی دانی که من از پنجره ی تنگ دلم چگونه نظاره ات می کنم خوش باش ولی ...... این رباعی دانشجویی را که عصری گفتم بخوان بر صفحه ی دل هر آنچه داری بنویس از خاطره های ماندگاری بنویس بر روی در اطاق یا تخت خودت فامیل مرا به یادگاری بنویس
فطر سه شنبه نهم مهر 1387 15:28 سلام روز عید است و من امروز در آن تدبیرم که دهم حاصل سی روزه و ساغر گیرم(حافظ) عید فطر بر شما خوبان مبارک باد نماز و روزه هاتون قبول حق باشه . شعری از مهدی فرجی تقدیمتان این مست های بی سر و پا را جواب کن امشب شب من است مرا انتخاب کن مهمان من تمامی این ها و پای من قلیان و چای مشتریان را حساب کن تمثال شاعرانه ی درویش را بکن عکس مرا به سینه ی دیوار قاب کن هی !قهوه چی ستاره به قلیان من بریز جای زغال روشنش از آفتاب کن انگورهای تازه عشقی که داشتم در خمره های کهنه بخوابان شراب کن از خون آهوان بده اکنون که تشنه ام ماهیچه ی فرشته برایم کباب کن دستم تهی است هر چه برایم گذاشتی با خنده های مشتریانت حساب کن افطاری یکشنبه هفتم مهر 1387 16:49
افطار رسیده و رطب می خواهم. افطاریِ پاک و مستحب می خواهم. خود را برسان خانه، اذان می گویند... یک بوسه از آن گوشه ی لب می خواهم اسید پاشی چهارشنبه سوم مهر 1387 22:41 سلام من خوبم شما چطور ؟
دو رباعی از خودم است نظر بدهید لطفا من بچه نیم به قصه خوابم نکنی بیهوده سوار چرخ و تابم نکنی با شوق به خواستگاریت آمده ام سارا! تو رو جون من جوابم نکنی --------------- دل هرچه برای تو خرید آوردم یک شاخه گل یاس سفید آوردم سارا! اگر این دفعه جوابت نه بود همراه خودم کمی اسید آوردم
|