سلام جايتان خالي يك هفته اي براي كلاس هاي طرح صالحين از طرف حوزه بسيج به قم رفته بودم همراه ما دوستاني از شهرستان هاي استان كرمان هم بودند جنوبي هاي خون گرم و خوشرو يي كه انسان از هم نشيني با آنها لذت مي برد چه گرمي كه از صورت نازشان مي تابيد و تو حرم حضرت معصومه و مسجد جمكران كه مي رفتي صفاي زيارت و خلوص دعا را مي شد تو چشمان پاك و معصومشان ببيني يك كاروان دعا و صلوات بدرقه ي راهشان باد من گزيده اي از درد دل اين عزيزان را با امام زمانشان و بي بي حضرت معصومه بيان مي كنم
آقا سلام ُاعضاي طرح صالحينيم بانو سلام ُما مردم كرمان زمينيم
ما از بميم بم را كه خانم مي شناسي آ ن سرزمين پرتلاطم ميشناسي
بم ،بم عروس شهر كرمان است آقا بم زادگاه صبر و ايمان است آقا
يك رشته غم ازسيرجان تاجمكران است عشق شما در سينه هامان بي كران است
ما با ضريح تو دلي وابسته داريم قلبي پر ازانگيزه اماخسته داريم
ما بافتي ها آمديم پابوس خانم شاديم از اينكه گشته ايم مانوس خانم
آقا بيا جيرفت بيا چشم انتظاريم ما مردم جيرفت برايت نذر داريم
آقا قدم بگذار بر چشم فقيران يك جمعه از اين جمكران تا مرزكرمان
در سينه هاي سوخته مان آهي نمانده آقا بيا تا قلعه گنج راهي نمانده
ما راوري ها هم دلي بي كينه داريم عشق تو را ماسالها درسينه داريم
زائرسراي آن امام هشتمينيم جاروكش گرد و غبار زائرينيم
گرماي كهنوج از تب گرماي مولا در شهر كهنوج ردّ دست و پاي مولا
بايد زرند با قلبتان پيوند گيرد گوش وجود از گفته هايت پند گيرد
هر هفته ما در انتظاريم اي اتابك خون شما هست در رگان شهربابك
هاي! عنبرآباد از شما سالار مانده چشمش براي ديدنت بيدار مانده
اي بوي سبزت بوي نارنجاي اينجا نام قشنگت سر در زيباي اينجا
از بردسير و رودبار و كوهبنان هم بي بي تو ميداني كه داري جانفشان هم
شش دانگ رفسنجان به نامت خورده مولا يك دل نه صد دل در فراقت مرده آقا
اينجا كوير سوزناك بي بهاره از ابر لطف تو مگر باران بباره
آقا بيا كه بچه ها چشم انتظارند با تو تمام فصل ها ي ما بهارند



