تبليغاتX
.:: www.tehranm.blogfa.ir ::.

www.tehranm.blogfa.ir

ادبی

زیارت قم پنجشنبه یازدهم تیر 1388 10:33

سلام جايتان خالي يك هفته اي براي كلاس هاي طرح صالحين  از طرف حوزه بسيج  به قم رفته بودم همراه ما دوستاني از شهرستان هاي استان كرمان هم بودند جنوبي هاي خون گرم و خوشرو يي كه انسان از هم نشيني با آنها لذت مي برد چه گرمي كه از صورت نازشان مي تابيد و تو حرم حضرت معصومه و مسجد جمكران كه مي رفتي صفاي زيارت و خلوص دعا را مي شد تو چشمان پاك و معصومشان ببيني يك كاروان دعا و صلوات بدرقه ي راهشان باد من گزيده اي از درد دل اين عزيزان را با امام زمانشان و بي بي حضرت معصومه بيان مي كنم

آقا سلام ُاعضاي طرح صالحينيم             بانو سلام ُما مردم كرمان زمينيم

ما از بميم بم را كه خانم مي شناسي         آ ن سرزمين پرتلاطم ميشناسي

بم ،بم عروس شهر كرمان است آقا          بم زادگاه صبر و ايمان است آقا

يك رشته غم ازسيرجان تاجمكران است    عشق شما در سينه هامان بي كران است

ما با ضريح تو دلي وابسته داريم              قلبي پر ازانگيزه اماخسته داريم

ما بافتي ها آمديم پابوس خانم                 شاديم از اينكه گشته ايم مانوس خانم

آقا بيا جيرفت بيا چشم انتظاريم               ما مردم جيرفت برايت نذر داريم

آقا قدم بگذار بر چشم فقيران                  يك جمعه از اين جمكران تا مرزكرمان

در سينه هاي سوخته مان آهي نمانده        آقا بيا تا قلعه گنج راهي نمانده

ما راوري ها هم دلي بي كينه داريم        عشق تو را ماسالها درسينه داريم

زائرسراي آن امام هشتمينيم                   جاروكش گرد و غبار زائرينيم

گرماي كهنوج از تب گرماي مولا         در شهر كهنوج ردّ دست و پاي مولا

بايد زرند با قلبتان پيوند گيرد                گوش وجود از گفته هايت پند گيرد

هر هفته ما در انتظاريم اي اتابك            خون شما هست در رگان شهربابك

هاي! عنبرآباد از شما سالار مانده          چشمش براي ديدنت بيدار مانده

اي بوي سبزت بوي نارنجاي اينجا          نام قشنگت سر در زيباي اينجا

از بردسير و رودبار و كوهبنان هم         بي بي تو ميداني كه داري جانفشان هم

شش دانگ رفسنجان به نامت خورده مولا      يك دل نه صد دل در فراقت مرده آقا

اينجا كوير سوزناك بي بهاره              از ابر لطف تو مگر باران بباره

آقا بيا كه بچه ها چشم انتظارند           با تو تمام فصل ها ي ما بهارند

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

قدم زدن ممنوع یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 22:30

سلام این طنز دانشجویی مقدمه ای است بر غزلی که دارم می سرایم

گفتم به دلم عکس تو را حک بکنند             تصویر غریبه ها رو منفک بکنند

هی توی حیاط خوابگاه دور نزن                   می ترسم از اینکه بچه ها شک بکنند 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

کرکری تلفنی با خورشید جمعه بیست و نهم خرداد 1388 19:10

دانشگاه پيام نور

محراب هلال چين پيشاني اوست             دريا اثر نگاه طوفاني اوست

در حسرت ديدار جمالش هر شب            صدها صدها ستاره قرباني اوست

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: عکس ها | لينک ثابت |

بلوا سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 17:58

 من زنده ام به شایعه ها اعتنا نکن          در شهر کشته اند کسی را شبیه من

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

کوهستان شانه پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 14:24

سلام

این قدر گرفتار کار و بار هستم که خدا وکیلی خواب درست و حسابی ندارم چه برسد به این که شعر جدید بسرایم  امروز در هنگام تصحیح اوراق امتحانی در دانشگاه این تک بیت را گفتم و کلی زیر ابروش را برداشتم و رنگ وجلا بهش دادم تا این طوری شد

شانه ات از سنگ باشد گریه آبش می کند          آبشار چشمم از صد تیشه برّنده تر است

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

درد دل جمعه پانزدهم خرداد 1388 19:26

حرفاي دلم خيلي زياده بانو !             برخيز بريم پياده دوري بزنيم
نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

به عشق او چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 18:46

السلام عليك يا ابا عبدالله

  پس از طعم شيرين زيارت نجف و كربلا ديگر ذائقه ام ميلي به تناول نوشته ها ي آنچناني ندارد  با ديدن نهر علقمه گلويم كمتر احساس تشنگي مي كند و از تارهاي كوچك صوتي حنجره ام صداي وا اصغرا  مي آيد  بايد آنجا باشي تا عبور داغ نينواييان را حس كني و تا به خيمه گاه نروي صداي غمناك زين العابدين را از ميان شعله هاي آتش نمي شنوي فقط از تل زينبيه ميتواني حدس بزني چه بر سر زينب آمد و با زيارت دو دست بريده و جدا از هم ابوالفضل مي تواني پي به رشادت او ببري از شهرهاي عراق هر چه نگويم بهتر است فقط جاي تاسف دارد به جان خودم در تمام اماكن زيارتي دعاتون كردم وبه يادتون بودم

خاك پاي عاشقان حسينم و قربون غريبي امامان مظلوم(ع)            

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

هر که دارد هوس کرب و بلا جمعه یکم خرداد 1388 8:34

                                يا حسين

درسته كه هيچ وقت پيراهن مشكي نپوشيدم اما عشق و علاقه ام به اهل بيت و خاصه امام حسين را در پيراهن هاي ديگه هم نشون دادم  . اگر چه گريه نكردم يا اگر بوده خيلي خيلي كم بوده ولي جگرم از مصائب اهل عاشورا آتيش گرفته . من از كودكي با عشق به مولا بزرگ شدم وقتي روضه خون محله مون مي گفت ((  كه حسين آب ندارد  و جگر تاب ندارد)) من هم دلشكسته مي شدم هر زمان خانمم به عشق خاندان مكرم پيامبر( ص )مخصوصا رقيه امام حسين سفره مي انداخت من به اندازه ي جمعيت حاضر دلم براي عاشورا مي تپيد  . مداح و روحاني روستامون كه مي گفت انشا الله يه روز قبر شش گوشه اش را بغل بگيريم كبوتر دلم پر ميكشيد و مي خواست بره كربلا . و خلاصه ......

حالا باور نمي كنم امشب با خانمم كه سفره انداختناش جواب داد داريم ميريم كربلا  داريم ميريم عشق چندين سالمون را به حسين و ابوالفضل(ع) تقديم كنيم و از بالاي تل زينبيه ما هم بگيم  آقا جان خيلي ها التماس دعا گفتند  تو رو جون خواهرت زينب جوابشون نكني ..يا حسين

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: مذهبی | لينک ثابت |

اين منم شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 18:58

باغ شاهزاده

یک روز بهاری در باغ شاهزاده ی ماهان همراه با دانشجویان پیام نوری

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: عکس ها | لينک ثابت |

تهران درمانی دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 12:31

سلام شکسته حال بودم رفتم تهران بهتر شدم واز میدان فردوسی تا توپخونه به یاد دوران دانشجویی راه

رفتم و غزلی تراوش شد که سه بیت آغازینش در آن حال و هوا اینگونه است

غزل همراه آهنگ لبانت خواندنی تر شد           سیاووش لبت اسطوره گشت و ماندنی تر شد

و من در موزه ی تاریخ ابروی تو می گردم           که سعد آباد چشمانت برایم دیدنی تر شد

تو فوق العاده زیبایی و هرکس رو به چشمانت      سری بر سجده نگذارد چو شیطان راندنی تر شد

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |